| گرفتم کز غم من غم نداری | عفاکالله دروغی هم نداری | |
| به بند عشوه پایم بسته میدار | کز این سرمایه باری کم نداری | |
| به دشنامی که دشمن را بگویند | دلم در دوستی خرم نداری | |
| برو کاندر ستمکاری چو عالم | نظیری در همه عالم نداری | |
| مرا گویی چو زین دستی که هستی | چرا پای دلت محکم نداری | |
| جواب راست چون دانی که تلخ است | لب شیرین چرا بر هم نداری | |
| دلم در دست تست آخر مرا نیز | در این یک ماجرا محرم نداری | |
| بدیدم گرچه درد انوری را | تویی مرهم تو هم مرهم نداری |