| عشق تو دل را نکو پیرایهایست | دیده را دیدار تو سرمایهایست | |
| تیر مژگان ترا خون ریختن | در طریق عشق کمتر پایهایست | |
| از وفا فرزند اندوه ترا | دل ز مادر مهربانتر دایهایست | |
| بنده گشت از بهر تو دل دیده را | گرچه دل را دیده بد همسایهایست | |
| زان مرا وصلت به دست هجر داد | کز پی هر آفتابی سایهایست |