| عقل و دین آمرت گشت و گشت مامورت هوی | عقل و دین مامور گردد، چون هوی آمر شود | |
| از صیانت، هیچ با فاجر نیامیزی به هم | هر که با فاجر نشیند، همچنان فاجر شود | |
| دولت ضایر به گاه صلح تو نافع شود | دولت نافع به گاه خشم تو ضایر شود | |
| کهتر اندر خدمتت والاتر از مهتر شود | شاعر اندر مدحتت والاتر از شاعر شود | |
| تا موحد را دل اندر معرفت روشن شود | تا منجمرا دو چشم اندر فلک ناظر شود | |
| طالع مسعود پیش بخت تو طالع شود | طایر میمون فراز تخت تو طایر شود |