در وجود نوع انسان

هشتمین ماه باز ازین ایوان نوبت آید به کوکب کیوان
گر ز مادر بزاید این هنگام هم شود کار زندگیش تمام
در نهم مشتریش باشد پشت اندران راه سهمناک درشت
سعدش این بند را کلید شود قوتی در ولد پدید شود
تا بتدریج سرنگون کندش وز شکنجی چنان برون کندش
مدتی بوده اندران تنگی او سبک، لیک ازو شکم سنگی
طفل در تنگ و مادر آهسته هر دو از بار یکدگر خسته
دست بر روی، ارنج بر زانو رنجه از خفت و خیز کدبانو
قوت آن خون و هیچ قوت نه خبر از بنیت و نبوت نه
چون برون آید از چنان بندی در دگر محنت اوفتد چندی