| پری، با آنکه واقف میشد از دوست | در آن معنی که حق با جانب اوست | |
| دگر ره تازه زهری بر شکر زد | حروف مهر و کین بر یک دگر زد | |
| نوشت این نامه و فرمود تا زود | بدو بردند، نظرم نامه این بود |
| پری، با آنکه واقف میشد از دوست | در آن معنی که حق با جانب اوست | |
| دگر ره تازه زهری بر شکر زد | حروف مهر و کین بر یک دگر زد | |
| نوشت این نامه و فرمود تا زود | بدو بردند، نظرم نامه این بود |