| به نام آنکه ما را نام بخشید | زبان را در فصاحت کام بخشید | |
| به نور خود بر افروزندهی دل | به نار بیدلی سوزندهی دل | |
| سر هر نامهای از نام او خوش | جهان جان ز عکس جام او هوش | |
| درود از ما، سلام از حضرت او | دمادم بر رسول و عترت او | |
| ابوالقاسم، که شد عالم طفیلش | فلک دهلیز چاوشان خیلش |