| به خدایی که روز را دامن | با گریبان شب گره کردست | |
| پشت چرخ از نهیب تیر قضا | جفته همچون کمان به زه کردست | |
| کارزوی توام جهان فراخ | تنگ چون حلقهی زره کردست |
□
| به خدایی که با بزرگی او | چرخ با آنچه اندرو خردست | |
| که مرا پای در رکاب سفر | دست بوسیدن تو آوردست |
| به خدایی که روز را دامن | با گریبان شب گره کردست | |
| پشت چرخ از نهیب تیر قضا | جفته همچون کمان به زه کردست | |
| کارزوی توام جهان فراخ | تنگ چون حلقهی زره کردست |
| به خدایی که با بزرگی او | چرخ با آنچه اندرو خردست | |
| که مرا پای در رکاب سفر | دست بوسیدن تو آوردست |