| بی شمع، شب این راه پرخطر را | مسپر بامیدی که ماهتابست | |
| تا چند و کی این تیره جسم خاکی | بر چهرهی خورشید جان سحابست | |
| در زمرهی پاکیزگان نباشی | تا بر دلت آلودگی حجابست | |
| پروین، چه حصاد و چه کشتکاری | آنجا که نه باران نه آفتابست |
| بی شمع، شب این راه پرخطر را | مسپر بامیدی که ماهتابست | |
| تا چند و کی این تیره جسم خاکی | بر چهرهی خورشید جان سحابست | |
| در زمرهی پاکیزگان نباشی | تا بر دلت آلودگی حجابست | |
| پروین، چه حصاد و چه کشتکاری | آنجا که نه باران نه آفتابست |