| گل گلشن لطف عبدالغنی | که بادش بهشت معلی نصیب | |
| به غربت فتاد و شراب اجل | شد از جام دورش همان جا نصیب | |
| ولی چون پس از اربعینی شدش | چنین منزلی راحتافزا نصیب | |
| خرد فکر تاریخ وی کرد و گفت | چه جای مبارک شد او را نصیب |
| گل گلشن لطف عبدالغنی | که بادش بهشت معلی نصیب | |
| به غربت فتاد و شراب اجل | شد از جام دورش همان جا نصیب | |
| ولی چون پس از اربعینی شدش | چنین منزلی راحتافزا نصیب | |
| خرد فکر تاریخ وی کرد و گفت | چه جای مبارک شد او را نصیب |