| به فرجام هم روز تو بگذرد | سپهر روانت به پی بسپرد | |
| چنان رو که پرسند پاسخ کنی | به پاسخگری روز فرخ کنی | |
| بگفت این و چادر به سر درکشید | یکی بادسرد از جگر برکشید | |
| همان روز گفتی که نرسی نبود | همان تخت و دیهیم و کرسی نبود |
| به فرجام هم روز تو بگذرد | سپهر روانت به پی بسپرد | |
| چنان رو که پرسند پاسخ کنی | به پاسخگری روز فرخ کنی | |
| بگفت این و چادر به سر درکشید | یکی بادسرد از جگر برکشید | |
| همان روز گفتی که نرسی نبود | همان تخت و دیهیم و کرسی نبود |