چو هنگامه زادن آمد فراز

همه کودکان را به میدان فرست به بازیدن گوی و چوگان فرست
چو یک دشت کودک بود خوب‌چهر بپیچد ز فرزند جانم به مهر
بدان راستی دل گواهی دهد مرا با پسر آشنایی دهد