| به چنگال میکرد منقار تیز | چو ایمن شد از گردش رستخیز | |
| به قیصر بفرمود تا بیگروه | پیاده شود بر سر تیغ کوه | |
| ببیند که تا بر سر کوه چیست | کزو شادمان را بباید گریست |
| به چنگال میکرد منقار تیز | چو ایمن شد از گردش رستخیز | |
| به قیصر بفرمود تا بیگروه | پیاده شود بر سر تیغ کوه | |
| ببیند که تا بر سر کوه چیست | کزو شادمان را بباید گریست |