| خیمهی نوروز بر صحرا زدند | چارطاق لعل بر خضرا زدند | |
| لاله را بنگر که گوئی عرشیان | کرسی از یاقوت برمینا زدند | |
| کارداران بهار از زرد گل | آل زر بر رقعهی خارا زدند | |
| از حرم طارم نشینان چمن | خرگه گلریز بر صحرا زدند | |
| گوشههای باغ از آب چشم ابر | خندهها بر چشمهای ما زدند | |
| مطربان با مرغ همدستان شدند | عندلیبان پردهی عنقا زدند | |
| در هوای مجلس جمشید عهد | غلغل اندر طارم اعلی زدند | |
| باد نوروزش همایون کاین ندا | قدسیان در عالم بالا زدند | |
| طوطیان با طبع خواجو گاه نطق | طعنهها بر بلبل گویا زدند |