| عمر حقیقت به سر شد | عهد و وفا پیسپر شد | |
| نالهی عاشق، ناز معشوق | هر دو دروغ و بیاثر شد | |
| راستی و مهر و محبت فسانه شد | قول و شرافت همگی از میانه شد | |
| از پی دزدی وطن و دین بهانه شد | دیده تر شد | |
| ظلم مالک، جور ارباب | زارع از غم گشته بیتاب | |
| ساغر اغنیا پر می ناب | جام ما پر ز خون جگر شد |
□
| ای دل تنگ! ناله سر کن | از قویدستان حذر کن | |
| از مساوات صرفنظر کن | ساقی گلچهره! بده آب آتشین | |
| پردهی دلکش بزن، ای یار دلنشین! | ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین! | |
| کز غم تو، سینهی من پرشرر شد | کز غم تو سینهی من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد |