بار خدایا به فضل بندهی خود را | گر بتوانی فرست پارهی باده | |
زان می آسوده کز پیاله بتابد | چون ز بلور سپید بسد ساده | |
زانکه بدو تند کره رام توان کرد | زانکه ازو گردد ایستاده فتاده | |
زانکه مرا کرهایست تند و زنخ سخت | سرکش و بدخو میانهی گلهزاده | |
بنده بدو جز به می سوار نگردد | ور نبود می بماند بنده پیاده |